اطلاعات پایه

گالری گوهر بین

  • طلا ساز
  • فروشنده


و من، که به لطف خداوند در چنین خانواده‌ای پرورش یافته بودم، از همان کودکی به هنر گوهرگری و گوهرتراشی دل باختم و دانستم که این میراث پدری، گوهر گرانبهایی است که آن را از دست نباید داد. با خود گفتم: «قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری …» پس، شکر نعمت به جای آوردم و همزمان با تحصیل، از سال 1350 شمسی، در کارگاه و مغازه پدرم (واقع در خیابان لاله‌زار) به کار پرداختم و از تجربیات پدر توشه‌ها برگرفتم. در سال 1355، همراه برادرم، فروشگاه و کارگاه مستقل جواهر‌سازی را در خیابان طالقانی (تخت جمشید) تاسیس کردم. آن گاه بر آن شدم که از دانش روز جهان و روش های جدید در عرصه گوهرگری و جواهرسازی بهره گیرم. به آمریکا سفر کردم و در«انستیتوی جواهر شناسی آمریکا» (GIA) دوره‌های گوناگونی را در رشته هایی چون “سنگ شناسی”،”طراحی” و “ساخت جواهر” گذراندم. پس از بازگشت از آمریکا، در خیابان «ونک- بیژن»تهران به تاسیس فروشگاه و تولیدی جدید جواهر پرداختم. آن گاه، تصمیم گرفتم که دامنه تلاش و فعالیت را گسترده تر سازم، و در سال 1378،«گالری گوهربین» را در خیابان ولی‌عصر تهران تاسیس کردم.

از زندگانی‌ام بپرسید، می‌گویم: خدا را سپاسگزارم که مرا از گوهر هستی و جان سلامت محروم نداشته و امیدوارم که از «گوهر معرفت» نیز بی بهره‌ام نگذارد. از زندگانی‌ام خشنودم و همواره این اندرز گرانمایۀ حافظ بزرگوار را در گوش دارم که:

زمان خوشدلی دریاب و دریاب
که دایم در صدف گوهر نباشد

راستش را بخواهید، هنوز «گوهر مقصود» را نیافته‌ام، از سال‌ها پیش بزرگترین آرزوی من این بوده است که «گالری گوهربین» مدرسه‌ای، مکتبی باشد برای اعتلای هنر گوهرگری ایران – که هفت هزار سال سابقه دارد- و ما بتوانیم ثمره هنر والای گوهر گران ایران را، به چهار گوشه جهان صادر کنیم، زیرا که شایستگی‌اش را داریم؛ اما هنوز بدین مقصود نرسیده‌ام. صادقانه و با فروتنی می گویم که وقتی دفتر زندگانی پر نشیب و فرازم را ورق میزنم، می بینم که در این راه کم زحمت نکشیده ام. در سال 1380، در هیات مدیره اتحادیه صنف طلا و جواهر و نقره و سکه و صراف تهران، به مدت 8 سال، به سمت ریاست اتحادیه برگزیده شدم و به خیال خودم خیلی زحمت کشیدم با این امید که هنر و صنعت گوهرگری ایران به جایی برسد که هم برای هزاران جوان ایرانی شغل و وسیله امرار معاش فراهم آورد و هم هنر ایران را به جهانیان معرفی کند. البته موفقیت‌هایی هم به دست آمده، اما نه چندان که در خور ظرفیت ایران و لیاقت ایرانیان باشد.

باری، گاهی دلتنگی‌هایی هم هست … گاهی دلم می خواهد سال‌ها پشت میز کارگاه بنشینم و انگشتری، گردن‌آویزی، گوشواره‌ای بسازم که چکیدۀ همۀ زیبایی‌ها و رازهای هنر گوهرگری ایران باشد، و آن گاه دور دنیا راه بیفتم و مثل گل‌فروشان شب‌های بهار، جار بکشم:«گوهری دارم و صاحب نظری می جویم…» هنوز آن گوهر یکدانه را نساخته‌ام. اما خدای را سپاسگزارم که گوهرهای بی بدیل دیگری به من عطا کرده است: همسری مهربان، که مایه و پایه زندگی است و در فراز و نشیب ها و اداره گالری پیوسته در کنار من بوده و فرزندانی در خور تقدیر و افتخار تربیت کرده است؛ امیدوارم که به یاری هوش و روشن بینی و پشتکار و قدرت نو آوری فرزندانم آنچه را که من برای اعتلای این صنعت آرزو داشتم به دست.

خیابان ولیعصر, بالا تر از خیابان ظفر پلاک ۲۵۵۳

http://www.goharbin.com